علي بن حامد الكوفي

75

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

و إنّ « 1 » أشرف من « 2 » أودى « 3 » الزّمان به « 4 » * أهل العفاف و أهل الجود و الكرم « 5 » و بعضى مقرران اين روايت و محرران اين « 6 » داستان روايت كرده‌اند « 7 » كه امير المومنين عثمان بن عفّان رضى اللّه عنه بجانب عبد اللّه بن عامر بنوشت كه حكيم بن جبله را بهند و سند « 8 » فرستد ، تا علم بلاد « 9 » معلوم كند . پس عبد اللّه او را نامزد كرد . چون آن بعد از فهم « 10 » احوال مراجعت نمود و بنزديك « 11 » ابن عامر باز آمد و تمامت اخبار بشرح و بسط از قواعد رزم و « 12 » لشكر كشى ( ص 65 ) و معاقل « 13 » ساكنان آن « 14 » زمان و نواحى بر وى تقرير كرد « 15 » ، عبد اللّه او را بنزديك امير المومنين عثمان رضى اللّه عنه فرستاد . چون برسيد و شرط خدمت به اقامت رسانيد « 16 » ، امير از وى پرسيد « 17 » كه يا حكيم هندوستان را بديدى « 18 » و از حالها معلوم كردى ؟ گفت : نعم يا امير المومنين . گفت : صفت كن . گفت : ماءها وشل « 19 » و ثمرها دقل و أرضها « 20 » جبل و أهلها بطل « 21 » ، إن قلّ الجيش بها ضاعوا و إن كثروا جاعوا يعنى آب او تيره است و ميوه او مقاتل است و ترش « 22 » و زمين او سنگلاخ است

--> ( 1 ) ب پ ك م : قد ( 2 ) ب پ ك م : ازد ؛ ه : ازاد ( 3 ) ب پ ك م : ازد ؛ ه : ازاد ( 4 ) جميع نسخ ندارد : به ( 5 ) اين دو بيت گويا مرثيه است بر شهادت على بن ابى طالب كرم اللّه وجهه ( 6 ) پ ك ندارد : روايت و محرران اين ( 7 ) ب س : و بعضى معتبران اين داستان را روايت كرده‌اند ( 8 ) پ : بهندوستان ( 9 ) پ : بلاد هند ( 10 ) ب پ : چون آن مفهوم ؛ س : چون آن بمفهوم ؛ ك م : چو آن بعد از مفهوم ( 11 ) س : نزد ( 12 ) پ ك : روم ؛ م ندارد : رزم ( 13 ) ب پ س ك : معاقد ( 14 ) ب پ س ك ندارد : آن ( 15 ) پ : كردند ( 16 ) پ : پيوست ( 17 ) پ : پرسيدند ( 18 ) پ س : ديدى ( 19 ) م : قتل ؛ ب ح : نشد . معنئ وشل تنگ است نه تيره ( 20 ) ب پ : سيلها ؛ م : شلها . و قراءة « ارضها » موافق ترجمه فارسي از آن مصحح است ، و اين جمله يعنى « سيلها جبل » يا « ارضها جبل » در فتوح البلدان موجود نيست ( 21 ) و در فتوح البلدان : لصّها بطل - و مؤلف اين جمله را به فارسى نياورده ( 22 ) م : مقاتل و ترش است ؛ ب س : قاتل